تبلیغات
تسنیم بهشتی
تاریخ : چهارشنبه 14 مرداد 1394 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

              شهید حاج عباس عبدالهی

                       من نمیگم بابام شهید نمیشد ولی الان برای من

                    زمان خوبی نبود که پدر نداشته باشم




تاریخ : چهارشنبه 14 مرداد 1394 | 03:38 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات



تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات



تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | 11:03 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات



تاریخ : شنبه 13 دی 1393 | 10:49 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات




یه دخترمذهبی باید

 یه دخترمذهبی باید خودشو فقط برا شوهرش لوس کنه

 یه دخترمذهبی باید  تو خیابون دست آقاشونو بگیره

 یه دخترمذهبی باید لباساشو با نظر شوهرش بگیره

 یه دخترمذهبی باید  تو کاراش از شوهرش کمک بخواد

 یه دخترمذهبی باید  صفحه ی گوشیش عکس شوهرش باشه

 یه دخترمذهبی باید وقتی باشوهرش پشت موتور میشینه از پشت آقاشونو نگه داره

  یه دخترمذهبی باید وقتی شوهرش داره نماز میخونه سریع چادرشو بذاره سرش و

 به شوهرش اقتدا کنه




تاریخ : یکشنبه 2 آذر 1393 | 07:27 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات


علی خلیلی (3)

علی خلیلی (6)

چقدر در میان مردم باشکوه وزیبا شده ای شهید امر به معروف

گویی با حسین فاطمه محشور شده ای

ای کاش که ما هم مثله تو با یک امر به معروف دلبری میکردیم پیشه فاطمه

نمیدانی این روز ها تا حرف از امر به معروف میشود

اسم تو در میان همه تنازی میکند


ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

          




تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 12:55 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

یوسف زهرا نمیخواهی این جمعه بیایی ؟

الهم عجل الولیک الفرج



تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 12:29 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات
 

 

قهرمان جهانی


اینجا داخل ایران اسلامی، آنها كه او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی كه برخلاف آنچه امریكایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.

هر قدر كه داخل ایران، او را كم می‌شناسند، خارج از این مرزهای جغرافیایی، قصه‌های حیرت‌آوری از او بر سر زبان‌هاست كه با آمیخته‌ای از راست و دروغ، شبحی ترسناك و هول انگیز از او ارائه می‌دهد كه گویی همه منافع امریكایی‌ها را در خاورمیانه به خطر انداخته است و جالب آنكه هر قدر آنها او را ترسناك‌تر و هول‌انگیزتر معرفی می‌كنند، اینجا داخل ایران اسلامی، آنها كه او را می‌شناسند، از حجب و تواضع و آرامش او می‌گویند، مردی كه برخلاف آنچه امریكایی‌ها می‌گویند، مرموز نیست.



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

                                     

                          شهید مهدی زین الدین,شهید زین الدین,فرمانده لشکر علی بن ابی طالب,فرمانده,جبهه,جنگ,تصویر سازی,نقاشی چهره,منتظر,عباس گودرزی,قم,شهادت,                                                   
                  

                                             


مسئولیت‏های زین‏الدین

استعدادها و خلاقیت‏های ذاتی انسان، در پیکار با رویدادها و حوادث آشکار می‏شود. با آغاز جنگ و رشادت‏های فراوانی که شهیدزین‏الدین از خود به ثبت رساند، فرماندهان را برآن داشت تا مسئولیت‏های حساس و کلیدی را به او واگذار کنند. بدین ترتیب، زین‏الدین، به عنوان مسئول شناسایی یگان‏ها انتخاب شد و پس از آنْ به عنوان مسئول اطلاعات عملیات سپاه دزفول و سپس مسئول اطلاعات عملیات محورهای سوسنگرد انتخاب شد. او در عملیات بیت‏المقدس و آزادسازی خرمشهر، مسئولیت اطلاعات عملیات قرارگاه نصر را پذیرفت و در عملیات رمضان، به سرپرستی تیپ ۱۷ علی‏ابن ابی‏طالب قم و سرانجام به فرماندهی لشگر ۱۷ علی‏ابن‏ابی‏طالب قم منصوب شد و در همین سِمَتْ به مقام والای شهادت رسید.

ازدواج

یکی از دوستان شهید مهدی زین‏الدین می‏گوید: یک روز به ایشان گفتم، آقا مهدی الان وقت ازدواج شماست، چرا دست به کار نمی‏شوی؟ جواب دادند: راستش تا به حال فکر این‏جا را نکرده بودم. ما که با جنگ ازدواج کرده‏ایم.

بعدها یک روز آقا مهدی آمد و گفت: فلانی من حاضرم ازدواج کنم، ولی همسر من، دختری باید باشد که بتواند با ما زندگی کند؛ چون ما مرد جنگیم و کم‏تر دختری حاضر می‏شود سختی‏های ما را تحمل کند. او پس از مدتی، همراه صبور و پرتحمل خود را یافت که حاصل این ازدواج، یک دختر بود که اسمش را لیلا گذاشتند.

مردی به رنگ خاک

شهید زین‏الدین، آن‏قدر خاکی و بی‏آلایش بود که بسیاری از اوقات، او را به عنوان فرمانده نمی‏شناختند. لباس‏های ساده بسیجی، و تواضع بسیار، از ویژگی‏های بارز اخلاقی او بود. یکی از بسیجیان در این باره می‏گوید: یک روز که برای نماز جماعت به حسینیه لشگر رفته بودم، پس از نمازظهر اعلام کردند که از سخن‏رانی برادر مهدی زین‏الدین فرمانده لشکر استفاده می‏کنیم. من هنوز ایشان را نمی‏شناختم با خود گفتم که فرمانده لشگر حتما با تشریفات خاصی می‏آید. در افکار خود بودم که ناگاه یک نفر از کنار من بلند شد و به راه افتاد و پشت تریبون قرار گرفت و مشغول صحبت شد. خیلی تعجب کردم؛ چون او تا چند لحظه قبل در کنار من نشسته بود و کسی هم همراهش نبود. صحبت ایشان که تمام شد، دوباره در کنار من نشست. این‏جا بود که شهید زین‏الدین را شناختم.



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات


دیـوار مانع میان دو دریا

 

« و میان دو دریا دیوار مانع قرار داد».

دو دریائی که دیوار میان آنهاست دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس است. میان این دو در اعماق چند صد متری دیوار وجود دارد. (حاجز بمعنی دیوار مانع است).  در طرفـین این مانع هر یک از دریاها دما و شوری و غـلظت و شرایط زیستی خاص خود را دارد.


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

http://sangariha.com/i/attachments/1/1334499163210524_large.jpg

چــادر زهــــرا حکایتـــــ می کنــــد

از بی حجـابــی هـا شکایتـــــ می کنــد

روز محشـــر بــر زنــان بـا حجابـــــ

حضـرتــــ زهـــرا شفاعتـــــ می کنـــد



تاریخ : سه شنبه 20 خرداد 1393 | 09:04 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات



 یادش بخیر! آن زمان همه برای رسیدن به خدا نقشه می کشیدند و بس.....!

  در آن زمان، آنانی که از زیر دروازه قرآن گذشتند به خدا پیوستند ... تو چه برادر؟

 راستی!آن زمان  مزه آش نذری مادران صد بار از سفره ی رنگارنگ این زمان  خوشمزه تر نبود؟

 یاد آن زمان ها بخیـــــــر ..........





تاریخ : سه شنبه 20 خرداد 1393 | 08:55 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

 

           
 فرمانده ....

  چه ساده لوحند آنان که می پندارند ... عکس "تـــــــــــــو" را به دیوارهای خانه ام آویخته ام ...


   حال آنکه نمی دانند که من دیوارهای خانه ام را به عکس "تــــــــــــو" آویخته ام . . .





تاریخ : سه شنبه 20 خرداد 1393 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : * فاطمه * | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6

  • فروش بک لینک | قالب وبلاگ | قالب وبلاگ